‏نمایش پست‌ها با برچسب احمدی نژاد. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب احمدی نژاد. نمایش همه پست‌ها

«دکتر» کردان؛ یار احمدی نژاد هست یا لاریجانی؟

الحمدالله مشکل مدرک جناب دکتر کردان برطرف شد و آقای لاریجانی مشخص کردند آن آقای (شایدم خانوم) دلالی که مدرک تقلبی می فروخته، سر جناب آقای کردان کلاه گذاشته بوده اند. آقای احمدی نژاد هم از آنجا که خیلی عدالت محور هستند فورا خواستار مجازات آن آقای دلال شدند، تا دیگر مسئولان از همه جا بی خبر مملکتی که قصد ادامه تحصیل در بهترین دانشگاه های جهان و کسب درآمد مشروع از این راه را دارند دچار مشکل مشابهی نشوند.
حالا این حرف ها به کنار. من قبل از این ماجراها اسم کردان را نشنیده بودم و به لطف احمدی نژاد بود که با این پدیده آشنا شدم. اما از روزی که اسم کردان مطرح شد همواره سیاستورزان از او به عنوان مهره لاریجانی اسم می بردند و معرفی او به عنوان وزیر را نتیجه رئیس مجلس شدن لاریجانی و قدرت یافتن او می دانستند. می دانید که ایشون سال هایی معاون مالی لاریجانی در صدا و سیما بوده اند و آن قضیه معروف اختلاس پانصد میلیارد تومانی را هم که مجلس ششم کشف کرد و البته در نطفه خفه شد، در زمان مسئولیت ایشون رخ داده بوده. حالا مسئله ای که مطرح است این هست؛ چرا احمدی نژاد به این شکل قاطع و ضایع از کردان دفاع می کند؟ اتفاقا این بهترین فرصت برای احمدی نژاد و اطرافیان او بود تا با عنوان کردن متقلب بودن مهره لاریجانی، آبرویی از او ببرند و علاوه بر خنک شدن دل، توپ را به زمین لاریجانی و اطرافیانش بیندازند. اما امروز می بینیم که نه تنها این اتفاق نیافتاده، تازه خود لاریجانی به طور رسمی ادعای تقلبی بودن مدرک کردان را تایید هم می کند و به اطلاع عموم مردم می رساند و احمدی نژاد هست که برای سرپوش گذاشتن گند بالا آمده زمین و زمان را به هم می بافد!
به هر حال موضوع جالبی می تونه باشه. آنطور که لاریجانی به احمدی نژاد تیکه می اندازد و رسما اعلام می کند دولت به قانون عمل نمی کند، چرا احمدی نژاد با آنکه توانایی انجام مقابله به مثل را داشته و دارد، این کار را انجام نمی دهد؟
احتمالات متفاوتی می شود مطرح کرد. اولین احتمال این هست که احمدی نژاد آدم بسیار خوبی است و فقط به فکر خدمت به مردم هست و دنبال این تیپ سیاست ورزی ها نیست. خوب در جواب می شود گفت اگر او اهل این جور یارکشی ها و حال گیری ها نیست، اصلا چرا مهره لاریجانی را در جمع خودشون راه داد و در ثانی حالا که معلومه آقایی که قراره به مردم خدمت کنه متقلب تشریف دارند چرا کنار نمی گذارتش؟
احتمال دیگری که می شود زد؛ از سوی ما فوق (مثلا رهبری)، به علت حمایتی که از لاریجانی وجود دارد به احمدی نژاد فشار می آورند تا این گند را به یک شکلی که مسئله را به لاریجانی ربط ندهد، ماستمالی بکند. در این صورت هم می توان گفت چرا لاریجانی به آتش ماجرا هیزم اضافه می کند؟ اگر این آتش الو بگیرد هیچ بعید نیست دامن لاریجانی راهم بسوزاند.
احتمال دیگر؛ اصلا کلیوم (!) ماجرای دعوا و اختلافات لاریجانی و احمدی نژاد، تئاتری بیش نیست برای سرکار بودن ملت. حالا ازقضا اشتباها یکی از بازیگران (کردان) بد بازی کرده و کارگردان با اضافه کردن یکسری صحنه جدید قصد دارد نشان دهد این بازی واقعی است. تنها مشکلی که این سناریوهای متمم دارند این هست که؛ نویسنده یادش رفته قبل از اضافه کردن این متمم کردان را جزو یاران لاریجانی معرفی کرده بوده و حالا در این متمم او را در جمع احمدی نژادی ها جای داده است.
شاید احتمالات دیگری هم بتوان مطرح کرد، ولی کدام احتمال به حقیقت نزدیک تر هست؟

شاه خود را ببینید

سفر آقای احمدی نژاد و به همراه اعضای کابینه و هیئت همراه به اراک و استقبال میلیونی و پرشور و کم نظیر مردم قدرشناس شهر از ایشان بهانه خوبی است برای یاد آوری سفر ناصرالدین شاه قاجار و وزرا و راکبین موکب شاهنشاهی به اراک (که در آن زمان اسمش سلطان آباد بوده) و البته استقبال وصف ناپذیر گذشتگان ما از قبله عالم.جناب آقای ناصرالدین خان که معروف هستند به ناصرالدین شاه، در سال 1309 قمری در «اوائل گل سرخ و انتهای بهار» که همان میانه خرداد ماه باشد در ادامه سفر منطقه ای خودشون به ولایت عراق عجم، وارد شهر سلطان آباد می شوند. هنگام نمودار شدن «کوکبه شاهی» مردم شهر که به گفته خود ناصر الدین شاه «متجاوز از بیست هزار نفر به نظر می آمدند» (طبق تخمین هایی که از اسناد به دست آمده زده می شود در سال 1309 جمعیت اراک کمتر از چهل هزار تن بوده است) در «سر راه ایستاده» و موکب سلطنتی را «استقبال و دعا» می کردند. شاه سوار بر اسب سفید و در طرف دست راست حکیم الممالک (حاکم وقت عراق) و در طرف دست چپ میرغضب خان (در نقش محافظ امروزی) با هیئت مخصوص هولناک و در پشت سر وی به فاصله چند متر صدراعظم یعنی امین السلطان سوار بر اسب کهری (قهوه ای رنگ) در حرکت بودند. مردم سلطان آباد از خود شور و هیجان زیادی نشان می دهند و «صدها گاو و گوسفند در جلو شاه قربانی» کردند. زن ها از «بالای پشت بام با تدخین (دودکردن) اسپند و پاشیدن گلاب در مسیر شاه» به ولوله و اظهار «بشاشت» مشغول بودند. مردم با سر دادن شعارها و جملات زیادی سعی در اظهار کردن شادی و مسرت خود از دیدار شاه داشتند از جمله با «فریادهای ما می خواهیم شاه خودمان را ببینیم» بشاشت خود را به گوش شاه می رساندند. البته از شاه مهرورزی مثل ناصرالدین شاه هم بعید بود که در خواست مردم را بی پاسخ بگذارد و مکررا با پیام «شاه خود را ببینید» پاسخ آن ها را می داد. این وضع و هلهله ادامه داشت تا اعلیضرت شاه وارد عمارت دولتی یعنی همان ارک سابق که به خاطر سفر شاه «به تازگی تعمیر شده بود»، شدند.
اعلیحضرت در روز بعد به دیدار بزرگان و روحانیون سلطان آباد رفتند و در جلساتی به اتفاق آنان شرکت می کنند و «در راه سهولت و انجام مقاصد خویش مطالبی به عرض (اعلیحضرت) رسانیدند». البته برای اینکه فکر نکنید ایده سفرهای استانی و رفتند به روستاها متعلق به احمدی نژاد هست، باید بدانید که ناصرالدین شاه در روزهای بعدی سفر (به مانند روزهای قبل از ورود به سلطان آباد) به روستاهای بزرگ و کوچک ولایت عراق عجم وارد شده و از نزدیک با اوضاع و احوال روستاییان و مشکلاتشان آشنا شدند و حتی در خاطرات مبارکشان هم مرقوم نموده اند. علت صورت پذیرفتن این سفر ناصرالدین شاه هم از داستان های جالب تاریخ ناصری است که ماجرای مفصلی دارد، شاید بعدا در باره آن هم نوشتم و فهمیدید چرا شاهنشاه در این سفر اعضای حرمسرای خود را هم به همراه داشت! و دانستید چرا در این مسافرت زنان حرمسرا (به اتفاق چمدانهای بزرگشان) برای خود نمایی، رقابت شدیدی با یکدیگر داشتند؟!!

رئیس جمهور می آید؟ ... نیامد!

قرار بود امروز و فردا جناب آقای احمدی نژاد، رئیس جمهور مردمی و عدالت محور به اتفاق همراهان، دیار ما را با قدوم مبارک خودشان گهربار کنند. اما نکردند! دلیلش را هم خبر ندارم.
تا آنجا که من شنیده ام و متوجه شده ام، این دومین دفعه ای است که جناب رئیس جمهور عزم ولایت ما را کرده و نیامده. دفعه قبل که تقریبا دو یا سه ماه پیش بود، شایعه شد رئیس جمهور با استاندار مشکل داشته، یعنی راستش را بخواهید جناحی از اصولگرایان همشهری بد جوری با آقای استاندار اصولگرا مشکل داشتند. به هر حال نیامدن آقای رئیس جمهور باعث شد تا آقای استاندار دو سه هفته پیش عوض شوند و تلاش های بی وقفه ایشان در فاصله کنسل شدن برنامه رئیس جمهور تا عزل شدنشان هم نتیجه ای نداد (از جمله فعالیت های ایشون که در فضای مجازی هم انعکاس زیادی داشت، همان پخش کردن اسکناس هزاری بین کودکان بود، که ایسنا تحت عنوان پیگیری مصوبات استانی منتشرش کرد و همه دیدند و حتی نشریات منتشرش کردند!).
دیشب وقتی کانال تلویزیونی استان (شبکه آفتاب) را گرفتم ویژه برنامه "سلام آقای رئیس جمهور" داشت و مجری برنامه التماس می کرد تا امروز یک استقبال پر شور(!!!) از رئیس جمهور داشته باشیم. با ملت مصاحبه می کرد و مردم هم تا می توانستند پاچه احمدی نژاد و تلویزیون و هر کسی که دم دست بود را می خوردند! یکی می گفت:«امشب از ذوق دیدار رئیس جمهور خوابمون نمی بره!» مجری هم کلی از این جمله حال برد و صد بار تکرارش کرد!
نمی دانم؛ من که دیشب راحت خوابیدم، اما فکر کنم همشهری عاشق رئیس جمهور هم خوابش برده که آقای احمدی نژاد بی خیال دیدار مردم محروم، خانواده شهدا، علمای اعلام و مسئولین استان مرکزی شدند و ما را از فیض رویت "هاله نور" محروم کردند و با بیلبورد های فراوان خوشامد گویی به ایشان تنها گذاشتند ... !!!

این لامصبا می خوان احمدی نژاد بد نام کنند

« این برق رفتنا یخچال خونه فلانی رو سوزوند. اونم زنگ زد اداره برق که چه وضعشه؟ زدید یخچالمو سوزوندید. اداره برقیه برگشته به فلانی گفته: "به من چه! تقصیر احمدی نژاده!!!" فلانی هم ورداشته زنگ زده تهران ماجرا رو تعریف کرده. اونا هم عذر خواهی کردند و قول دادند موضوع بررسی کنند.»
این قسمتی از حرف های آقایی است که من می شناسمش. فردی به تمام معنا عامی. به طور خلاصه از اون قسم آدم هایی که در عالم سیاست "هر را از بر" تشخیص نمی دهند. در باقی موضوعات دیگه نمی دونم به حد عالم سیاست پرت هست یا یه خورده کمتر؟ به هر حال یک آدم ساده کوچه و بازار، نسبتا مسن (پنجاه و اندی سال)، مذهبی مثل اکثر ملت، در حد سواد آخوند مسجد محل (البته خداییش مذهبی بودن ایشون رو می شه به یکی از آشنایان سرشناس و "ضد سیاسیشون" هم نسبت داد).
این آقای آشنای بنده مسلما از گفتن این ماجرا هدفی داشت: «این لامصبا می خوان احمدی نژاد رو بد نام کنند. تو کار مردم سنگ اندازی می کنند می گن تقصیر احمدی نژاده. همین پریشب احمدی نژاد خودش توی تلویزیون می گفت اگر بانکها همکاری کنند، اگر فلان سازمان کمک کنه، اگر فلان جا نیروهاشو در اختیار ما بذاره، طرح تحول اقتصادی موفق می شه. این یعنی احمدی نژاد خودش هم فهمیده که این رده های پایین ادارات دارن تو کارش سنگ می اندازن. این لامصبا چون که احمدی نژاد جلوی مفت خوری ها و اضافه کاریهای الکیشونو گرفته، اینجوری تلافی می کنند.»
همانطور که من جلوی این آقای آشنا جواب درست و حسابی به حرفاش ندادم، اینجا هم نمی خواهم چنین کاری بکنم. موضوعی که فکر من را به خودش معطوف کرده اینه: «این تحلیل حقیقتا ناب از کجا به ذهن این آدم غیر سیاسی که از قضا فرهنگی (یعنی معلم) هم می باشد، راه پیدا کرده؟» خداییش این آدمی که شاید به جز در برهه شور انقلابی گری ملت، تا به حال یک روزنامه را ورق نزده باشد از کجا می تواند به چنین تحلیلی برسد؟ تلویزیون که حداقل در حال حاضر این نگرش را درباره احمدی نژاد تبلیغ نمی کنه.
یعنی این آقا که حقیقتا جزو قشر محروم این جامعه هست، وضع نا به سامان اقتصادی را (حالا کاری به سیاسیش ندارم) لمس نمی کنه؟ یعنی نمی فهمد فلان کارمند فلان اداره مثل خود او مثل برادرش مثل پسرعمویش مثل تمام آدمهای دور و برش که کارمند یکی از همین ادارات بوده و هستند، نمی توانند اینچنین هماهنگ شده و یکدست به یکباره اقتصاد مملکت را مورد عنایت (؟!!!) قرار دهند؟ اصلا یعنی این آقای آشنای من کمبود برق و قطع شدن های و افت ولتاژ های آن را تقصیر آن آقای جوساز پشت تلفن دوست خود می داند که موذیانه تقصیر ها را به گردن احمدی نژاد می انداخت؟
ذهن من تنها دلیلی که بتواند صدور این تحلیل ناب را توجیه کند در مسجد محل آن آقای آشنا می بیند. مسجدی که پایگاه بسیج فعالی دارد. مسجدی که روحانی دعاگو به جان رهبر دارد. مسجدی که این آقا و جمعی از اطرافیانش به آنجا رفت و آمدی دارند.
و اگر مسجد پایگاه بسیج دار را دلیل این تحلیل ناب بدانیم آنوقت چند نتیجه می شود گرفت:
1- کماکان بدنه نیروهای سپاه (که به طور عمده شامل بسیج می شود) طرفدار احمدی نژاد محسوب می شوند.
2- کماکان نیروهای بسیجی مانند سه سال پیش روش تبلیغی "گفتگوی رودررو با قشر آسیب پذیر" را برای قبولاندن احمدی نژاد به کار می برند.
3- این همه خراب کاری سیاسی و اقتصادی و اجتماعی در طول سه سال در مقابل حرف های در گوشی، هیچ ارزشی نداره!
4- از همه مهمتر، احمدی نژاد از الان "تبلیغات عملی" را برای انتخابات سال آینده، شروع کرده.
Powered by: Blogger
Based on Qwilm! theme.